تیر ماه دوست داشتنی

خیلی وقته که می خواستم یه پست جدید بذارم ولی خیلی تنبل شدم. الان شما با یک عدد مامان فارغ التحصیل روبرو هستید راستش اون موقعی که درس داشتم و کلی پروژه و... بیشتر اینجا سر میزدم ولی الان که دیگه درس ندارم نمی دونم چرا به این کار تنبلی می کنم البته ناگفته نماند که تو این مدت به وبلاگ دوستان سر زدم ولی متاسفانه تو بلاگفا نمی تونستم برای دوستان کامنت بذارم امیدوارم که الان مشکل برطرف شده باشه .

خوب در این مدت مهترین اتفاقات به این شرح بوده که :

تعطیلات 14و 15 خرداد پارمیدا با پدرش رفتن تربت جام و من چون فرجه امتحاناتم بود تهران موندم . روز دوشنبه 11 خرداد با قطار رفتن مشهد و صبح سه شنبه هم که رسیدن مستقیم به سمت تربت جام و چند روز حسسسسابی پارمیدا با بچه های عمه ها و عمو ها بازی کرد و خوش گذروند و من هم تک و تنها تو خونه هی درس خوندم و درس خوندم .

روز شنبه 16 ام هم ساعت 1 بعدازظهر با قطار برگشتند به سمت تهران و یکشنبه نیمه شب رسیدند خونه .

 

روز 3 تیر هم تولد پارمیدا بود سه تایی رفتیم سرزمین عجایب و حسابی بازی کردیم بعد عمه سمانه و عمو فریدون هم به ما پیوستند و با هم رفتیم رستوران شام خوردیم و از اونجا اومدیم خونه و پارمیدا رو با کیکی که از قبل خریده بودیم و خونه گذاشته بودیم سورپرایز کردیم .

59.gif

 

17 تیر ماه که تعطیلی بود رفتیم شمال .Sun تو ساحل گیسوم یه ویلا گرفتیم و مستقر شدیم . 

یک روز هم رفتیم تا استارا و بعد گردنه حیران و مجموعه تفریحی اونجا که پارمیدا و پدر اول سورتمه سوار شدن و بعد رفتیم سوار  تله کابین  شدیم رفتیم بالای کوه که هوای بسیار عالی و خنکی داشت.

 

روزی هم که می خواستیم برگردیم سر راه رفتیم پره سر و آبشار ویسادار رو دیدیم.

 

تعطیلات عید فطر رفتیم همدان .یک روز کامل رو باغ خاله پری بودیم از صبحی که رفتیم بچه ها گیر دادن که می خوان اب بازی کنن و استخر هم  خیلی آب نداشت و بالاخره بعدازظهر طاقت نیاوردن وپریدن تو آب و انقدر آب سرد بود که فقط می لرزیدن و اصلا نمی تونستن شنا کنند .شب هم باغ خوابیدیم با هوای خنک البته بهتره بگیم سررررررد

روز یکشنبه که برمی گشتیم همون روزی بود که طوفان شد و ما هم تو جاده بودیم که باد خیلی شدیدی می اومد و بعد طوفان شن شد خیلی وحشتناک و بعدش که رسییدیم تهران اخبار رو شنیدیم که تو شمال سیل اومده و چقدر خسارت زده

 

/ 7 نظر / 129 بازدید
مامان دیبا و پرند

سلام دوستم فارغ التحصیلیت مبارک. امیدوارم ادامه تعطیلات هم به خوبی و خوشی سپری بشه.[قلب]

سپیده عمه آریانا

سلام عزیزم . فارغ التحصیل شدنتون رو تبریک میگم انشااله همیشه موفق باشید .[گل][قلب] تولد پارمیدای گلم رو با تاخیر تبریک میگم . الهی همیشه در کنارتون سلامت و شاداب و خوشبخت باشه و به آرزوهای قشنگ قلبی اش برسه .[ماچ][بغل][قلب] خوشحالم که سفرهای تابستونی تون حسابی لذتبخش و خاطره انگیز بوده براتون. الهی همیشه شاد و خوش و خرم باشید و ایام بکامتون باشه . بوووووووووووووووووووس به روی ماه پارمیدای عزیزم [ماچ][بغل][قلب][قلب][بغل][ماچ][گل]

مامان نازدونه ها

هميشه به گردش وسفر عزيزم[قلب] تولد گل خونه تون رو تبريك ميگم به اميد سه رقمي شدن سال تولدش همراه با سلامتي وشادي براش[ماچ] فارغ التحصيلي رو هم تبريك ميگم كه با وجود بچه وكار بيرون وهمسرداري با موفقيت پشت سر گذاشتيش[قلب] هميشه شاد وخوشبخت باشيد[ماچ]

ساراكوچولو

سلام مامان پارميداجان...خوشحالم هميشه به وب ماسرميزنيد...منم كه ازروزي كامپيوترم مشكل داره وگاهي مواقع نت ندارم نميتونم وبلاگ دخملي بروزكنم حرصم مياد خيلي تاجايي كه دلم ميخوادگريه كنم...سوال پرسيده بودين باچه روشي زبان كارميكنم باسارا...درواقع من باروش زبان آموزي مبتني برزبان مادري كه اول بچه بايد برزبان مادري تاجايي مسلط باشه بعدزبان دوم كارميكنم وابزارزبان آموزي هم اكثراباكاردستي ونقاشي وآهنگ وكارتون وصدالبته بازي هاي متفاوت همراه بافعاليتهاي مونته سوري هست...ومشاوروهمراه من دراين كارخانم سحراستادآقااولين موسسرسمي اين روش درايران هستن كه درشيراز زندگي ميكنن.. اين هم وبلاگ دخترشوت هيواجان حتما سري بزنيد چون خيلي جالبه وآموزنده..www.sos.niniweblog.com

پارمیدا

خیلی لطف کردی عزیز ممنونم[گل]

مامان مریم

فارغ التحصیلتون رو تبریک میگم عزیزم ایشاله جشن فارغ التحصیلی پارمیداجون [قلب] همیشه به گردش عزیزم امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشید [ماچ][ماچ][قلب]

شیرین بانو ( مامان موژان و علی )

عزیزم فارغ التحصیلی شما مبارک . خب خدا رو شکر پس کلی سفر رفتید و خوش گذشته